تبليغاتX
عشق من ، بی تو هیچم
سه غم آمد به جانم هر سه یکبار،غریبی و اسیری و غم یار،غریبی و اسیری چاره دارد،غم یارو غم یارو غم یار
 

چه زود فراموش می شیم

یکی که یه روزی همه کست بودو اینقد زود و راحت فراموش می کنی؟

پس چی شد اونهمه دلهره بابت فراموش کردن؟

راحته؟

نکنه دروغ بود؟

اره که دروغ بود

اگه نبود که فراموش نمی شدیم

حداقل نه به این زودی

ادما چه رنگبندی هایی دارن

بعضیاشون یه رنگن

بعضی هاشون به مداد رنگی ۴۸ رنگ گفتن زکی

 

+ نوشته شده در  شنبه دوم آبان 1388ساعت 8:41 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

سلام

تولد ونوسه

تولدش مبارکه

ان شاالله ۱۲۰ سال دیگه جشن تولد بگیریم واست

تولدت مبارک ونوس

 

هر کی می خواد به خودش تبریک بگه بره به وبلاگ ساغر

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و پنجم مهر 1388ساعت 10:19 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم شهریور 1388ساعت 7:29 بعد از ظهر  توسط سعید | 

 

زنی از خانه بیرون آمد و سه پیرمرد را با چهره های زیبا جلوی در دید.

به آنها گفت: « من شما را نمی شناسم ولی فکر می کنم گرسنه باشید، بفرمائید

داخل تا چیزی برای خوردن به شما بدهم.»

آنها پرسیدند:« آیا شوهرتان خانه است؟»

زن گفت: « نه، او به دنبال کاری بیرون از خانه رفته.»

آنها گفتند: « پس ما نمی توانیم وارد شویم منتظر می مانیم.»

عصر وقتی شوهر به خانه برگشت، زن ماجرا را برای او تعریف کرد.

شوهرش به او گفت: « برو به آنها بگو شوهرم آمده، بفرمائید داخل.»

زن بیرون رفت و آنها را به خانه دعوت کرد. آنها گفتند: « ما با هم داخل خانه نمی شویم.»

زن با تعجب پرسید: « چرا!؟» یکی از پیرمردها به دیگری اشاره کرد و گفت:« نام او

ثروت است.» و به پیرمرد دیگر اشاره کرد و گفت:« نام او موفقیت است. و نام من

عشق است، حالا انتخاب کنید که کدام یک از ما وارد خانه شما شویم.»

زن پیش شوهرش برگشت و ماجرا را تعریف کرد. شوهـر گفت:« چه خوب، ثـروت

را دعوت کنیم تا خانه مان پر از ثروت شود! » ولی همسرش مخالفت کرد و گفت:« چرا

موفقیت را دعوت نکنیم؟»

فرزند خانه که سخنان آنها را می شنید، پیشنهاد کرد:« بگذارید عشق را دعوت کنیم تا خانه

پر از عشق و محبت شود.»

مرد و زن هر دو موافقت کردند. زن بیرون رفت و گفت:« کدام یک از شما عشق است؟

او مهمان ماست.»

عشق بلند شد و ثروت و موفقیت هم بلند شدند و دنبال او راه افتادند. زن با تعجب پرسید:

« شما دیگر چرا می آیید؟»


پیرمردها با هم گفتند:« اگر شما ثروت یا موفقیت را دعوت می کردید، بقیه نمی آمدند ولی

هرجا که عشق است ثروت و موفقیت هم هست! »

آری… با عشق هر آنچه که می خواهید می توانید به دست آوردید

 

+ نوشته شده در  شنبه سی و یکم مرداد 1388ساعت 5:58 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و چهارم مرداد 1388ساعت 7:57 بعد از ظهر  توسط سعید | 
 

سلام

همتون خوبین؟

خیلی خستم

خیلی

گاهی اوقات با خودم فکر میکنم چرا می ام نت

اما در نهایت به این نتیجه می رسم که شاید نوشتن یه خورده بتونه ادمو اروم کنه

که واقعا اینطوره

به امید فردایی روشن

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم مرداد 1388ساعت 11:10 بعد از ظهر  توسط سعید | 

کاش گفتن بعضی از جملات راحت بود

مثلا گفتن جمله ی بسیار ساده ی دوستت دارم وقتی تو چشمای معشوقت نگاه می کنی

اینقدر سخت می شه که عرق از پیشونیت می ریزه و اخرش هم نمی تونی بگی

کاش اسون بود فهموندن عشق و علاقه

کاش خودمونو گول نمی زدیم

کاش از گفتن واژه دوستت درام حراس نداشتیم

نوشتن اسونه

برا همینه که اغلب دوستای اینترنتی میان و عقده هاشونو و درد دلاشونو تو وب می نویسن

و معلوم نیست خواننده چه کسی باشه

فقط می نویسن برای راحت شدن

سبک شدن

و احساس ارامش کردن

اما هممون می دونیم که این احساس ارامش مدت زمان کمی دووم داره

پس همچنان بایستی از واژه ی "کاش "استفاده کرد

به امید دنیایی عاری از کلمه "کاش"

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هشتم مرداد 1388ساعت 0:37 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 10:20 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

از عزیزانی که ۳۰ تیر ماه، تولد منو فراموش نکردن ممنونم

و صادقانه و از ته دل ازشون تشکر می کنم

از همتون ممنونم

+ نوشته شده در  جمعه دوم مرداد 1388ساعت 10:18 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و پنجم تیر 1388ساعت 10:38 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه هجدهم تیر 1388ساعت 2:49 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  چهارشنبه هفدهم تیر 1388ساعت 1:17 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 

چند روزیه یهحالی شدم

حال اپ کردن ندارم

حوصله اینترنت ندارم

کسانی که دوسشون دارم براشون همه جوره مشکل پیش اومده

از خدا می خوام مشکلاتشون حل شه یه تحملش براشون اسون شه

 

ولادت امام علی (ع) مولود کعبه مبارک

 

+ نوشته شده در  یکشنبه چهاردهم تیر 1388ساعت 2:46 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  جمعه پنجم تیر 1388ساعت 4:0 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و نهم خرداد 1388ساعت 0:50 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 8:47 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و یکم خرداد 1388ساعت 8:44 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 1:29 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  سه شنبه دوازدهم خرداد 1388ساعت 1:1 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  جمعه یکم خرداد 1388ساعت 10:58 بعد از ظهر  توسط سعید | 



رؤيـــا....................



همه ي پنجره ها خنديدند

و نسيمي كه پر از عاطفه بود،

پرده را مي رقصاند

افق آهسته دميد

نبض يخ بسته ي من باز تپيد،

"دلم عاشـــــــق شــده بود"

عاشق گرمي آن واژه ي پاك

عاشق مطلع جوشنده ي نور

عاشق يك گل سرخ،

عاشق شهر بلور.

"واژه ي تـازه ي من، پنـجره ي چشـــــــم تو بود،"

ناگهان برقي زد:

باد و باران گفتند:

آسمان تعطيل است!"

پرده ها،

پنجره ها،

و نسيم سحري

" رويــــــــــــــــــا " بود..............

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و ششم اردیبهشت 1388ساعت 7:48 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم اردیبهشت 1388ساعت 8:34 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم اردیبهشت 1388ساعت 0:54 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم اردیبهشت 1388ساعت 10:46 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  پنجشنبه دهم اردیبهشت 1388ساعت 0:24 قبل از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم اردیبهشت 1388ساعت 11:38 بعد از ظهر  توسط سعید | 

 

نامه ی تو چقدر زیبا بود

هر خطش را سه مرتبه خواندم

 

بعد آن را به روی یک دفتر

تا نخورده قشنگ چسباندم

 

نامه ی تو چقدر خوشبو بود

بوی گلهای رازقی می داد

 

حرفهایت هنوز هم طعم

عصر پاییز عاشقی می داد

 

گفته بودی عجیب دلتنگی

دل من هم برای تو تنگ است

 

پیش من هم غروب غمگین است

پیش من هم طلوع کم رنگ است

 

خوشم آمد چقدر دانایی

حالی از حال من نمی پرسی

 

ولی از پشت قاب دلتنگی

زردیم را چه زود فهمیدی

 

یاس زرد دو خانه آن ور تر

داشت دیشب تو را دعا می کرد

 

تشنه بود و نبودی و او داشت

التماس پرنده ها می کرد

 

گفته بودی ز غیبت باران

باز هم درد مشترک داریم

 

تا بخواهی شقایق تشنه

گل سرخ پر از ترک داریم

 

کی به هم می رسیم همبازی

من که دیگر ز عشق مایوسم

 

روی ماه تو را فقط در عکس

گرم و با اشتیاق می بوسم

 

دوریت کار دست من داده

فاصله که میان ما کم نیست

 

هیچ کس روزگار و اقبالش

مثل ما بی نشان و مبهم نیست

 

فکرت اینجا میان گلدان است

جلوی چشم آرزوهایم

 

تو خودت را به جای من بگذار

تو دلت سوخت من چه تنهایم؟

 

سال ها می شود که با عکست

توی این شهر زندگی کردم

 

با یکی دو تماس کوتاهت

ما ه ها رفع تشنگی کردم

 

ولی آخر چقدر بنشینم

نامه ای،حرف روشنی،چیزی

 

گل خشکی میان این کاغذ

که به آن وعده ای بیاویزی

 

بنویس از خودت،از این نامه

دو سه خط مختصر فهرست

 

فقط این بار خواهشی دارم

عکس تازه ای برای من بفرست

 

شعر از خانم مریم حیدرزاده

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم اردیبهشت 1388ساعت 9:50 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  سه شنبه یکم اردیبهشت 1388ساعت 1:6 قبل از ظهر  توسط سعید | 

!!!!باور کن تحملش خیلی سخته!!!!

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی و یکم فروردین 1388ساعت 7:46 بعد از ظهر  توسط سعید | 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و نهم فروردین 1388ساعت 0:16 قبل از ظهر  توسط سعید | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
خانه ی دوست کجاست؟

در فلق بود که پرسید سوار 0

اسمان مکثی کرد0

رهگذر شاخه ی نوری که به لب داشت به تاریکی شن ها بخشید

وبه انگشت نشان داد سپیداری و گفت

نرسیده به درخت

کوچه باغی است که از خواب خدا سبز از تر است

ودر ان عشق به اندازه ی پرهای صداقت ابی است0

می روی تا ته ان کوچه که از پشت بلوغ ،سربه در می ارد

پس به سمت گل تنهایی می پیچی

دو قدم مانده به گل

پای فواره ی جاوید اساطیر زمین می مانی

وترا ترسی شفاف فرا می گیرد0

در صمیمیت سیال فضا، خش خشی می شنوی

کودکی می بینی

رفته از کاج بلندی بالا،جوجه بردارد از لانه ی نور

واز او می پرسی

خانه ی دوست کجاست؟

نوشته های پیشین
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
آبان 1387
مهر 1387
شهریور 1387
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
پیوندها
ساغر(ونوس)
پروانه
داداش حمید
آقا محسن
سکوت عزیز
آقا علیرضا
*محرم دل*
شبهای نیایش
من و مانی
کیوان
***ستاره های سربی***
تنها تنهایی
فرزانه ، شیوا
دوستت دارم
پروین
کلیپ تم آهنگ و ترفند موبایل
میترا
شیدا
پگاه
آوای مرده
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM